موسم عاشقی
یا مقلّب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محوّل الحول و الاحوال
حوّل حالنا الی احسن الحال

![]()
خدایا
بگو
بگو که امسال دیگه سال ماست..
خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...

از خدا یک کادو میخوام
کادو بده خدایا
وقتی یه بچه از پشت
ویترین به یه اسباببازی نگاه میکنه و خییییییییییییییلی میخوادش، وقتی
نقاشی اونو میکشه، خوابشو میبینه، حرفشو میزنه، در مورد داشتنش
خیالپردازی میکنه، و در نهایت اگه مامانش اونو نخره گررررریه میکنه.
اونوقت اگه مامان پول داشته باشه حتما اونو واسه بچش میخره و بهش کادو
میده. خدایا، تو که از مامانا هم مهربونتری...

روز تولد بهترین اتفاق زندگیم مصادف میشه با یکی از بدترین حال و احوال هام... حتی نمیتونم صداشو بشنوم روز تولدش که راحت بهش تبریک میگم و ... (حضوری هم نخواستم).. یکی از بدترین عیدهای فطر من بود.
آخه خدای من تو که میدونی بنده هات از این دوری ای که انداختی بینشون دارن عذاب میکشن! تا کی میخوای امتحانشون کنی؟ من که همین الانشم مردود شدم تو امتحانت، دیگه واقعا چیزی بلد نیستم...
از دورویی ها خسته شدم، از فراموشکاری ها خسته شدم، از بحث و جدل ها خسته شدم... از خودم خسته شدم............ خدا میخوام، بدون واسطه، آروم، تنها...
چرا منو سر راه این دختر معصوم قرار دادی تا این همه اذیتش کنم؟!؟!؟!
آخه تو که منو میشناختی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من دیگه از اذیت کردن خسته شدم. از ناراحت کردن خسته شدم. چرا خودت کمکم نمیکنی؟؟ چرا دستمو ول کردی؟ آره می دونم تقصیر خودمه، این همه گناه کردم اما جای اینکه پشیمون باشم بعضی وقتا ...............
عشق کجاست؟ عاشقی کو؟ مگه موسم عاشقی هم تموم میشه؟
خودت میدونی که چقد دوسش دارم. جای جاش واسش هر کاری هم میکنم. منو دوست نداری و فراموشم کردی به کنار، اگه این بنده ی خوبت که این همه دوسش داری و بارها بهش نشون دادی واست مهمه، به منم به دید یه وسیله نگاه کن فقط و واسه فراهم کردن آرامش اون (بهترین من) کمکم کن...
دوست دارم


هوا خوبه تو هم خوبی منم بهتر شدم انگار
یه صبح دیگه عاشق شو به یاد اولین دیدار
به روت وا میشه چشمایی که با یاد تو میبستم
چه احساسی از این بهتر، تو خوابم عاشقت هستم.
تبت هر صبح با من بود، تب گل های داوودی
تبی که تازه میفهمم تو تنها باعثش بودی
تو خورشید رو قسم دادی،فقط با عشق روشن شه
یه کاری با زمین کردی که اینجا جای موندن شه
تو میچرخی به دور من کنارت شعله ور میشم
تو تکراری نمیشی من بهت وابسته تر میشم
شاعر: فرزاد حسنی

اَنْتَالْمَوْلى وَاَنَاالْعَبْدُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى
اَنْتَ الْمالِکُوَاَنَاالْمَمْلُوکُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَمْلُوکَ اِلا الْمالِکُ
اَنْتَالْعَزیزُوَاَنَا الذَّلیلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الذَّلیلَ اِلا الْعَزیزُ
اَنْتَالْخالِقُ وَ اَنَاالْمَخْلُوقُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلا الْخالِقُ
اَنْتَ الْعَظیمُ وَ اَنَا الْحَقیرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْحَقیرَاِلاالْعَظیمُ
اَنْتَ الْقَوِىُّ وَ اَنَا الضَّعیفُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الضَّعیفَ اِلا الْقَوِىُّ
اَنْتَ الْغَنِىُّ وَ اَنَا الْفَقیرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْفَقیرَ اِلا الْغَنِىُّ
اَنْتَ الْمُعْطى وَ اَنَا السّاَّئِلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى
اَنْتَ الْحَىُّ وَ اَنَا الْمَیِّتُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَیِّتَ اِلا الْحَىُّ
اَنْتَ الْباقى وَ اَنَا الْفانى وَ هَلْ یَرْحَمُ الْفانىَ اِلا الْباقى
اَنْتَ الدّاَّئِمُ وَ اَنَا الزّاَّئِلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الزّآئِلَ اِلا الدَّائِمُ
اَنْتَ الرّازِقُ وَ اَنَا الْمَرْزُوقُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلا الرّازِقُ
اَنْتَ الْجَوادُ وَ اَنَا الْبَخیلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْبَخیلَ اِلا الْجَوادُ
اَنْتَ الْمُعافى وَ اَنَا الْمُبْتَلى وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمُبْتَلى اِلا الْمُعافى
اَنْتَ الْکَبیرُ وَ اَنَا الصَّغیرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الصَّغیرَ اِلا الْکَبیرُ
اَنْتَ الْهادى وَ اَنَا الضّاَّلُّ وَ هَلْ یَرْحَمُ الضّاَّلَّ اِلا الْهادى
اَنْتَ الرَّحْمنُ وَ اَنَا الْمَرْحُومُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَرْحُومَ اِلا الرَّحْمنُ
اَنْتَ السُّلْطانُ وَ اَنَا الْمُمْتَحَنُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ اِلا السُّلْطانُ
اَنْتَ الدَّلیلُ وَ اَنَا الْمُتَحَیِّرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمُتَحَیِّرَ اِلا الدَّلیلُ
اَنْتَ الْغَفُورُ وَ اَنَا الْمُذْنِبُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمُذْنِبَ اِلا الْغَفُورُ
اَنْتَ الْغالِبُ وَ اَنَا الْمَغْلُوبُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ اِلا الْغالِبُ
اَنْتَ الرَّبُّ وَ اَنَا الْمَرْبُوبُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ اِلا الرَّبُّ
اَنْتَ الْمُتَکَبِّرُ وَ اَنَا الْخاشِعُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْخاشِعَ اِلا الْمُتَکَبِّرُ
مَوْلاىَ یامَوْلاىَ اِرْحَمْنى بِرَحْمَتِکَ وَ ارْضَعَنّى بِجُودِکَ وَ آَرَمِکَ وَ فَضْلِکَ
یک سال گذشت و من و تو، تو این یک سال اتفاقای زیادی رو تجربه کردیم. خوشی و سختی، بالا و پایین، گریه و خنده، دعوا و دوری و عاشقی...
با هم نماز خوندیم، با هم روزه گرفتیم، با هم معتکف شدیم، با هم حرم رفتیم، با هم احیا برگزار کردیم، با هم به خدا نزدیک شدیم...
می دونم، در کل سال خیــــــــــــــــلی سختی بود، امّا خوشحالم که تونستیم در کنار هم از پسش بربیایم.
حالا که هم سالگرد این عشقه و هم شروع سال جدید، از خدا میخوام همیشه و همیشه، هرجا که هستی، مراقبت باشه و ما رو از هم نگیره. امیدوارم سال جدید، سال آرومی برات و برامون باشه...
دوستت دارم
سالگرد عشقمون مبارک

مهربانم اي خوب ياد قلبت باشد، يک نفر هست که اينجا
بين آدمهايي که همه سرد و غريبند باتو
تک و تنها به تو مي انديشد
و ... دلش از دوري تو دلگير است ...
مهربانم اي خوب!
ياد قلبت باشد، يک نفر هست که چشمش به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعايش اين است زير اين سقف بلند، هر کجايي هستي، به سلامت باشي
و دلت همواره، محو شادي و تبسم باشد ...
مهربانم اي خوب!
ياد قلبت باشد يک نفر هست که دنيايش را
همه ي هستي و رويايش را، به شکوفايي احساس تو پيوند زده
و دلش مي خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد...
مهربانم اي خوب!
يک نفر هست که با تو تک و تنها، با تو
پر انديشه و شعر است و شعور!
پر احساس و خيال است و سرور!
مهربانم ! اين بار، ياد قلبت باشد
يک نفر هست که با تو به خداوند جهان نزديک است
و به يادت هر صبح، گونه سبز اقاقي ها را
از ته قلب و دلش مي بوسد و دعا مي کند اين بار که تو
با دلي سبز و پر از آرامش، راهي خانه خورشيد شوي
و پر از عاطفه و عشق و اميد به شب معجزه و آبي فردا برسي.
قلبت را بسیار نزدیک به قلبم حس کردم،
و می دانستم که لذت ما،
زمین را لبریز خواهد کرد،
و باقی خواهد ماند
تا آخر دنیا
عشق من
باز یه بغضی گلومو گرفته
باز همون حس درد جدایی
من امروز کجام و تو امروز کجایی؟
حال تو بدتر از حال من نیست
پشت این گریه، خالی شدن نیست
همه درد دنیا یه شب درد من نیست
تو از قبله ی من گرفتی خدا رو
کجایی ببینی یه شب حال من رو
فقط حال من نیست که غرق عذابه
ببین حال مردم مث من خرابه
کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باز یه بغضی گلومو گرفته
باز همون حس درد جدایی
من امروز کجام و تو امروز کجایی؟

بابای مهسا، زوذ برگرد پیشم..
خودت کمکم کن

آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم. خود به خود هوس باران را می کنم. آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود. هوس یک کوچه تنها را می کنم. آن لحظه است که دلم می خواهد تنهایی در زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم قدم بزنم تا خیس خیس شوم ، خیس تر از قطره های باران…. خیس تر از آسمان و درختان آن لحظه که خیس خیس می شوم ، دلم می خواهد باز زیر باران بمانم ، دلم نمی خواهد باران قطع شود. دلم می خواهد همچو آسمان که بغضش را خالی می کند ، خالی شوم ... از دلتنگی ها ، از این شب پر از تنهایی تنها صدای قطره های باران را می شنوم ، اشک می ریزم ، و آرزوی یارم را می کنم دلم می خواهد آسمان با اشکهایش سیل به پا کند لحظه ای که آرام آرام می شوم و دیگر تنهایی را احساس نمی کنم ، چون باران در کنارم است. باران مرا آرام می کند، مرا از غصه ها و دلتنگی ها رها می کند و به آرزوهایم نزدیک می کند آن دم که باران می بارید ، بغض غریبی گلویم را گرفته بود، دلم می خواست همچو آسمان که صدای رعدش پنجره های خاموش را می لرزاند فریاد بزنم ، فریاد بزنم تا یارم هر جای دنیاست صدای مرا بشنود. صدای کسی که خسته و دلشکسته با چشمان خیس و دلی عاشق در زیر باران قدم می زند ، تنهایی در کوچه های سرد و خالی… کجایی ای یار من ؟ کجایی که جایت در کنارم خالی است. در این شب بارانی تو را می خواهم ، به خدا جایت خالی خالی است. کاش صدایت همچو صدای قطره های باران در گوشم زمزمه می شد تو بودی شبی عاشقانه با هم داشتیم تو که نیستی منی که همان مرد تنها می باشم قصه ای غمگین را در این شب بارانی خواهم داشت. قصه مرد تنها در یک شب بارانی ، شبی که احساس می کنم بیشتر از همیشه عاشقم. آری آن شب آموختم که باران بهترین سر پناه من برای رفع دلتنگی هایم است....

| یا رب سببی ســــــــاز که یارم به سلامت | بازآیــــــد و برهـــــاندم از بنــــــــد ملامـــــــت | |
| خاک ره آن یـــــــــــار ســــفرکرده بـیارید | تا چشم جهان بین کنمش جـــــــــــای اقامـــــــت | |
| فریاد که از شـــــــش جهتـم راه ببســـــــتند | آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت | |
| امروز که در دست توام مرحمـــــــــتی کن | فردا که شوم خاک چه سود اشـــــک ندامــــت؟ | |
| ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق | ما با تو نداریم سخن خیــــــــــر و سلامــــــــت | |
| درویش! مکن ناله ز شمــــشیر اَحِــــــــــبّا | کاین طایفه از کشـــــــــته ستانند غرامـــــــــت! | |
| حاشا که من از جور و جفـــــــای تو بنالم! | بیداد لطیفان همه لطــــــف است و کرامــــــــت | |
| کوته نکند بحث سر زلف تو حــــــــــــافظ | پیوسته شد این سلســـــــــــله تا روز قیامـــــت |

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)*
لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)*

در حدیثی از پیامبر اسلام، خطاب به علی ابن ابی طالب دربارهٔ آیتالکرسی چنین آمدهاست:
| یا علی، این آیه را به فرزندان، همسایگان و همگان بیاموز چرا که این آیه از تمام آیات نازل شده باعظمتتر است |
به کودکان سرطانی بدون صرف هیچ هزینه ای کمک کنید

با سلام به تمام دوستان عزیزی که
این مطلب را میخوانند و برای این کار خیر وقت صرف میکنند.
خیلی از کودکان وقتی که به دنیا میان حتی طعم یه لحظه سالم بودن رو نمیکشن و لحظهای آرامش در کنار خانواده رو ندارن چقدر درد آور فرزند، خواهر، برادر یا نوه خانوادهای به بیماری مبتلا شوند که آرامش و حس خوشحالی رو از آن خانواده بگیرد و آن خانواده از پس هزینههای درمان این بیماری بر نیایند.
همیشه برای انجام کار خیر احتیاج نیست ما از نظر مالی به این جور کودکان کمک کنیم و خیلی راههای دیگری وجود دارد که از نظر مالی خیلی مهمتر هستند و اون حمایت منو شما و همه افرادی هستند که از بیماری این جور کودکان خبر داریم.
حال شما را با موسسه خیریهای آشنا میکنیم که بهترین مکان را برای کودکان سرطانی به وجود آورده است :
موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان "محک" به عنوان یک سازمان غیردولتی، غیرانتفاعی و غیرسیاسی در سال 1370 با شماره 6567 به ثبت رسید و از همان زمان فعالیت رسمی خود را جهت تسکین آلام کودکان مبتلا به سرطان و خانوادههای آنان آغاز نمود.
از همان ابتدای تاسیس ، به پشتوانه حضور خالصانه موسسین متخصص و پاک نیت ، موسسه "محک" توانست ظرف کمتر از یک دهه با بهره گیری از اعتماد و حمایتهای آحاد مردم و سخت کوشی اعضاء داوطلب و اعمال روشهای علمی و تخصصی در مراقبتهای ویژه از بیماران و خانوادههای آنان در کنار پیشرفتهای علم پزشکی آمار مرگ و میر را از 75 درصد در دهه 60، به 25درصد در دهه80 برساند.
موضوع فعالیت مؤسسه محک، انجام امور خیریه در زمینههای پزشکی، پژوهشی، پیشگیری، درمانی، خدماتی، بهداشتی، بیمارستانی، رفاهی و صرفا در جهت حمایت از کودکان مبتلا به سرطان میباشد.
محک تبلوری از ایفای نقش مشارکت مردمی در جامعه است که در بخش اول اساسیترین شعار محک یعنی ”ما را یاری دهید و از ما یاری بخواهید” بر آن تصریح شده است.
موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان "محک" توانسته است در طول 16 سال فعالیت خود بالغ بر 11000 کودک مبتلا به سرطان را تحت حمایت قرار داده و امکان ساخت بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودکان "محک" را فراهم آورد.
خوب کسانی که از نظر مالی میتوانند به این کودکان کمک کنند از لینک زیر وارد سایت بشن:
و حالا کسانی که
نمیتوانند از نظر مالی کمک کنند به ادامه ی مطلب بروند
ادامه مطلب
| Design By : Pars Skin |

